X
تبلیغات
سعید جلیلی - خضوع و خشوع

سعید جلیلی

سعید جلیلی

خضوع و خشوع

 

اولین اصلی که یک مبلغ باید ان را رعایت کند این است که هرگز خود را برتر از دوستان و دیگر مردم نداند و خاضعانه و خاشعانه با انها معاشرت کند . چه بسا خضوع و خشوع یک مبلغ ، افرادی را که به اسلام نگرش خوبی ندارند ، به دین اسلام خوش بین شوند . چیزی که هم خداوند و هم مردم از ان اکراه دارند . تکبر و خود برتر بینی است . همانطور که از ایات قران چنین بدست می اید . خداوند متعال چنین می فرماید :
(( و لا تُصَعِّر خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمشِ فی الارضِ فرحاً . إنَّ اللهَ لایُحِبُ کُل مُختالٍ فَخور 2))
پیامبر اکرم ( ص) از همان ابتدا با مردم با حالت خضوع رفتار می کردند و هرگز متکبرانه برخورد نمی فرمودند . از مواردی که اشاره به فروتنی ایشان می کند می توان موارد زیر را نام برد . ایشان وقتی با صحابه به بیرون می رفتند هرگز جلوتر از انها حرکت نمی کرد . در هنگام ورود به مجلس در نخستین جای خالی می نشستند و هرگاه به همراه اصحاب به سفر می رفتند به اندازه سهم خود در کارها مشارکت می کردند .
روایت شده که ان بزرگوار در سفری دستور دادند برای طعام گوسفندی را ذیح کنند . شخصی عرض کرد ذبح ان به عهده من ، دیگری گفت : پوست کندن ان با من و شخصی عرض کرد پختن ان هم با من . ان حضرت فرمود : جمع کردن هیزم ها با من باشد . گفتند یا رسول الله ما هستیم و هیزم جمع می کنیم . نیاز به زحمت شما نیست . فرمودند : این را می دانم ، لکن خوش ندارم که خود را بر شما امتیازی دهم . به درستی که حقتعالی کراهت دارد بنده اش را ببیند در حالی که او خود را از رفقایش برتری می دهد3

خضوع و خشوع در احاديث

بسم الله الرحمن الرحمن
    اين دو موضوع چون ارتباط زيادى به هم دارند لذا در يک جا بحث مى نماييم خضوع و خشوع در دلى پرورش مى يابد که آن دل متواضع باشد در آيات قرآن به اين موضوع اشاره شده در سوره شعراء مى فرمايد :

   وَاخفِض جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنينَ

 

    اى رسول ما بال و پر خود را براى آن مؤمنينى که از تو پيروى مى کنند فرود بياور کنايه از خضوع و فروتنى مى باشد

 

سوره شعراء آيه 215

   به همين خاطر تواضع مزرعه خشوع و خضوع است ، و در نزد خدا شَرف حقيقى سالم نمى ماند مگر از براى کسى که متواضع باشد .
خشوع به معنى فروتنى است و فرق بين خشوع و خضوع آن است که خشوع فروتنى در صورت است و خضوع فروتنى در بدن ظاهرى است ، شاهد بر آن اين آيه قرآن مى باشد :

   وَخَشَعَتِ الاصواتُ للرَّحمنِ

 

    در روز قيامت تمامى اصوات در مقابل خدا خاشع مى باشند

 

طه آيه 108

    اگر قلبى خاشع شد اثر در ظاهر مى گذارد . بدين جهت اگر فقط در مرتبه ظاهرى خضوع پيدا شود ، بدون مرتبه باطنى اين را نفاق گويند زيرا مرتبه ظاهرى در اختيار انسان است و مرتبه باطنى اختيارى نيست ، و خشوع باطنى هم مراتبى دارد و اعلاى آن اگر حاصل شد ، تمام مراتب حاصل خواهد شد .
    پيامبر صلى اللّه عليه و آله مى فرمايد :
    هر که ظاهر و باطنش ناهمسان باشد ، منافق است ، هر که باشد

   مَن خالَفَت سَريرَتُهُ عَلانِيَتَةَ فَهُو مُنافِقٌ کائناً مَن کان

 

   انسان بايد فقط براى حق خضوع و خشوع نمايد و براى غير خدا تواضع مطلوب است چونکه خضوع و خشوع روح عبادت است و عبادت منحصر به حضرت حقّ است .

 

بحارالانوار ج72 ص207

 

    کليد خضوع و خشوع در چيست ؟
راز اين سؤال را رسول گرامى اسلام بيان مى فرمايد :

 

   سَلامَةُ النّفسِ وَالاخلاصُ فى الطّاعَةِ بِالتّوفِيقِ .

 

    سلامت نفس و اخلاص براى خدا کليد خشوع و خضوع در هر کار خيرى است ، يعنى : هر کس که به توفيق الهى سلامت نفس دارد و فعل و عملش محضّ براى خدا است و آميخته به غرضهاى فاسد نيست ، آن شخص داراى خشوع وخضوع است .

 

بحارالانوار ج67 ص68

    روايت شده است که سرور رسولان صلّى الله عليه وآله وسلّم از شدّت خضوع و خشوع و خشيت براى خداى تعالى چنان بود که وقتى راه مى رفت گوئى نزديک است به زمين اُفتد .
    در حديث قدسى آمده است که :

   يَا ابنَ عِمرَانَ هَب لِي مِن قَلبِکَ الخُشُوعَ وَمِن بَدَنِکَ الخُضُوعَ وَمِن عَينَيکَ الدُّمُوعَ وَادعُنِي فِي ظُلَمِ اللَّيلِ فَإِنَّکَ تَجِدُنِي قَرِيباً مُجِيباً

 

    اى پسر عمران براى من ببخش از قلب خود خشوع را ، و از بدن خود ذلّت و خضوع را ، و از چشم خود اَشک درظلمتهاى شب را ، که در اين حالات مرا به خود نزديک و مجيب دعاهايت خواهى يافت .

 

وسائل الشيعة ج7 ص78

 

    حال بايد ديد اين صفت پسنديده اى که خداوند در آيات قرآن به آن اشاره دارد و دستور به آن هم داده شده در چه جاهايى بايد اعمال شود.

» 1 ـ در هنگام قرائت قرآن

    4597 ـ مِصبَاحُ الشَّرِيعَةِ ، قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام مَن قَرَأَ القُرآنَ وَلَم يَخضَع لِلَّهِ وَلَم يَرِقَّ قَلبُهُ وَلَا يَکتَسِي حُزناً وَوَجَلًا فِي سَرِّهِ فَقَدِ استَهَانَ بِعِظَمِ شَأنِ اللَّهِ تَعَالَى وَخَسِرَ خُسرَاناً مُبِيناً فَقَارِئُ القُرآنِ يَحتَاجُ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشيَاءَ قَلبٍ خَاشِعٍ وَبَدَنٍ فَارِغٍ وَمَوضِعٍ خَالٍ فَإِذَا خَشَعَ لِلَّهِ قَلبُهُ فَرَّ مِنهُ الشَّيطَانُ الرَّجِيمُ ...

 

    در کتاب مصباح الشريعة (ص 28) از امام صادق عليه السّلام روايت شده است که فرمودند : هر که تلاوت قرآن کند وتلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن ، او را رقّت قلبى حاصل نشود و ترس الهى در دل او بهم نرسد ، پس به تحقيق که سهل گرفته است اين قارى ، مرتبه و منزلت قرآن را ، حقير شمرده است مرتبه صاحب قرآن را ، چنين قارى هر آينه زيانکارِ آشکار مى باشد ، پس قارى قرآن در موقع قرائت آن به سه چيز احتياج دارد ، قلب خاشع ، بدن فارغ و جاى خلوت ؛ پس هنگامى که قلبش براى خداى متعال خاشع شد ، شيطان رجيم از آن قارى فرار مى کند ...

 

مستدرک الوسائل ج4 ص241

 

» 2 ـ در هنگام خواندن نماز و در حال رکوع

    5118 ـ مِصبَاحُ الشَّرِيعَةِ ، قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام لَا يَرکَعُ عَبدٌ لِلَّهِ رُکُوعاً عَلَى الحَقِيقَةِ إِلَّا زَيَّنَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِنُورِ بَهَائِهِ وَأَظَلَّهُ فِي ظِلِّ کِبرِيَائِهِ وَکَسَاهُ کِسوَةَ أَصفِيَائِهِ وَالرُّکُوعُ أَوَّلٌ وَالسُّجُودُ ثَانٍ فَمَن أَتَى بِالاَوَّلِ صَلَحَ لِلثَّانِي وَفِي الرُّکُوعِ أَدَبٌ وَفِي السُّجُودِ قُربٌ وَمَن لَا يُحسِنُ الاَدَبَ لَا يَصلُحُ لِلقُربِ فَارکَع رُکُوعَ خَاشِعٍ لِلَّهِ بِقَلبِهِ مُتَذَلِّلٍ وَجِلٍ تَحتَ سُلطَانِهِ خَافِضٍ لَهُ بِجَوَارِحِهِ خَفضَ خَائِفٍ حَزِنٍ عَلَى مَا يَفُوتُهُ مِن فَائِدَةِ الرَّاکِعِينَ .

 

    امام صادق عليه السلام فرمود : هر کس که رکوع حقيقى که توام با خشوع و خضوع براى خداى متعال کند و از عظمت و بزرگوارى پروردگار غافل نباشد ، خداى متعال غنى او را به نور بهائش زينت مى کند و در زير سايه کبريائش قرار مى دهد ، و او را لباس اولياء و اصفياءش مى پوشاند و رکوع در مرحله اول است و سجود در مرحله دوم ، پس هر کس اولى را (به طور صحيح) بجا آورد ، صلاحيت انجام دادن دومى (سجود) را دارد و در رکوع ادب است و در سجود قرب و کسى که ادب در رکوع را خوب رعايت نکرده باشد ، صلاحيت قرب الهى را ندارد ، پس رکوع کن با حالت خشوع از براى خداى متعال با قلب متذلل ترسناک تحت سلطان عظيم خداى غنى با خضوع و خشوع جوارح و اعضاء بدن با حالت ترس و حزن که نکند اثر و فائده رکوع کنندگان (که ادب باشد) از آن شخص راکع فوت شود .

 

مستدرک الوسائل ج4 ص442

 

    4623 ـ الصَّدُوقُ فِي الخِصَالِ ، عَن أَبِيهِ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ جَعفَرٍ الحِميَرِيِّ عَن هَارُونَ بنِ مُسلِمٍ عَن مَسعَدَةَ بنِ زِيَادٍ عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام عَن آبَائِهِ أَنَّ عَلِيّاً عليه السلام قَالَ إِنَّ فِي جَهَنَّمَ رَحًى تَطحَنُ [ خَمساً ] أَفَلَا تَسأَلُونَ مَا طَحنُهَا فَقِيلَ لَهُ فَمَا طَحنُهَا يَا أَمِيرَ المُؤمِنِينَ قَالَ العُلَمَاءُ الفَجَرَةُ وَالقُرَّاءُ الفَسَقَةُ وَالجَبَابِرَةُ الظَّلَمَةُ وَالوُزَرَاءُ الخَوَنَةُ وَالعُرَفَاءُ الکَذَبَةُ الخَبَرَ

 

    از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده که فرمودند : در جهنّم آسيابى است که هميشه در گردش است و خرد مى کند ، پرسيدند که : چه چيز خرد مى کند ?
    فرمودند : علماى فاجِر را که به علم خود عمل نمى کنند ، و قاريان قرآن را که فاسق باشند (و بى تأمّل و تفکّر و بى خشوع و خضوع قرآن خوانند) ، و عمال ظالم (افرادى که براى ظالمى کار مى کنند) و وزراى خيانتکار را .
    باز سائل گفت : يا اميرالمؤمنين زيادتر بفرمائيد . حضرت فرمودند : در نماز بسيار به خضوع و خشوع باش و در هر نمازکه مى خوانى انگار که آخرين نماز است که مى خوانى و به نماز ديگر نخواهى رسيد .
    و بدان که : از ظلمتهاى غرور و فريب بيرون نمى روى ، مگر به خضوع از براى خدا .

 

مستدرک الوسائل ج4 ص251

    چند نکته درباره خضوع و خشوع در نماز
    اوّل : اوّل چيزى که نماز گذار بايد رعايت کند : اخلاص و نيّت قرب به خدا يعنى براى غير او نمازش را نخواند و قصد تقرب به او را داشته باشند
   دوّم : (حضور قلب) ، و آن عبارت است از : فارغ ساختن دل از غير تا اينکه بداند که چه کارى انجام مى دهد و چه مى گويد . و فکر او به جايى ديگر نرود . و اقبال و توجّه به نماز خود داشته باشد . و اين را (خشوع دل) نيز گويند ، زيرا مطلوب در نماز دو نوع از خشوع است :
    يکى (خشوع دل) ، که عبارت است از اينکه : آدمى جميع حواس خود را متوجّه نماز سازد . و همه فکر و همّ او نماز باشد . و در دل او بجز معبود او کسى ديگر نباشد .
    سوّم : (خشوع جوارح و ظاهر). و آن عبارت از اين است که : مقابل قبله راست بايستد با وقار و خضوع ، و دستهاى خود را بر رانهاى خود مقابل زانو گذارد . و پاهاى خود را گشاده از يکديگر از سه انگشت گشاده تا يک وجب گذارد . وانگشتان پاى خود را رو به قبله بدارد . و چشم بر موضع سجده اندازد . و التفات به چيز ديگر نکند . و با ريش و انگشت خود بازى نکند ، و امثال اين ها .
    اگر عبادتى از اين دو حال بيرون بود اين عبادت ، عبادتِ ناقصى مى باشد .
    تعريف عبادت : عبادت آن خضوع عملى و يا لفظى و زبانى است که از اعتقاد به (الوهيّت) سرچشمه گيرد
    هر جا ايمانى هست خضوع و خشوع و تکريم و تقديس نيز وجود دارد . مثلا ايمان به خدا نوعى احساس نياز ذاتى ووابستگى به آفريدگار بى نياز است ، و به عبارت ديگر ، احساس نياز مطلق نسبت به بى نياز مطلق ، و در حقيقت احساس کوچکى در برابر بزرگى و عظمت و رحمت و قدرت بى نهايت است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط علی قلعه نوئی   |